چرا نمی گویم حل مساله اشتغال با من? من که خود 6 فوق لیسانس مهندسی و تخصصی بیکار در خانه دارم. چرا نمی گویم حل مشکل دیر ازدواجی جوانان با من? باز، چرا نمی گویم جلب سرمایه گذاری خارجی با من? از همه راحت تر، چرا نمی گویم، ممانعت از خروج همین سرمایه های اندک داخلی با من? مگر کم مشکلات اقتصادی و اجتماعی داریم? چرا نمی گویم، حل یکی و حتی ذره ای از یکی از آن ها با من?
بدون تعارف، کشور دارای مشکلات و مسایل متعددی است. چرا در بین این همه، فقط روی حل همسان سازی کامل و بدون اتکا به منابع دولتی و حتی بدون ذره ای تبعات تاکید می کنم? یعنی یکی از این مقامات و عقل کل ها نباید گوش مرا بگیرد که این چه حرف نشدنی است تو می زنی?
ای بابا! به چه زبانی بگویم? می گویم ای کسانی که امور بازنشستگان به دست شما افتاده! فرض که من مخل شمایم. گوشم را بگیرید و ببرید در برابر رسانه نشان دهید و بگویید فردی که 5 ماه مکرر است، هر روزه دم از حل کامل مساله حاد همسان سازی حقوق بازنشستگان می زند، این بوده و شما بازنشستگان، به سخنش گوش دهید که چه می گوید?
شما رفته اید و تمام فکر و ذکرتان این شده که چگونه رفاه خودتان را بالا ببرید و می پندارید هر کسی به شما نقد کرد، فلان است.
صریح می گویم که آقای روحانی! مگر نگفتی این دولت از انتقاد استقبال می کند? نگفتی که انتقاد خوب است، ولی نباید دولت را تضعیف نمود? من می گویم مطیع خودت و این کلام های زیبایت هستم. ولی سرورم! کسانی امور بازنشستگان را به دست گرفته اند که ذره ای نقد را بر نمی تابند. حال اگر از سال قبل نگویم، از ابتدای همین سال جاری، چندین سخنرانی مدیر سازمان بازنشستگی کرده و چند فقره هم وزیر رفاه. افزون بر این، یک مورد معاون اداری و مالی همین سازمان بازنشستگی و یک مورد جانانه هم مدیر سازمان تامین اجتماعی بیاناتی ایراد کردند.
آیا این دو نفر اخیر، مشکل من و بازنشستگان را حل کرده اند? خیر و حل نکرده اند. ولی به علامت قدردانی از کلام متین هر دوی این دو بزرگوار، مقالاتی نوشتم و از هر دو، به صورت منفک تشکر ویژه نمودم. چرا? چون هم می دانستند چه گفتند و هم سنجیده مطالب مفصلی را بیان نمودند. ولی، از زبان خود وزیر رفاه و صد البته مدیر صندوق بازنشستگی و معاون فنی اش، مکررا سخنانی بیرون می جهد که نه مبنای منطقی دارد و نه پایه قانونی. بدتر این که اخیرا آقای مدیر از یک طرف گفته فاصله حقوقی بازنشستگان و شاغلین اندک و فقط 600 هزار است و بعد که به قدری اعتبار مورد نیار همسان سازی کلان می باشد که تامینش مقدور نیست!
من بیچاره به خاطر این که رعایت نکات دقیق را در کلامم کنم، عکس همین متن را فرستادم برای چند نفر. خیلی ساده سخن گفته و فقط گفتم نکند یک دفعه از روی غرض چیزی بنویسم، برای تعدادی تصویر متن را فرستادم تا ببینند و معنایش کنند همگی گفتند تناقضی آشکار و موردی جمع ناپذیر است. حتی یکی گفته بود که این بنده خدا شاید بار اولش است، متنی می نویسد که گفتم این سخنرانی یک مدیر سازمان بوده که مکتوبش کرده اند.
این جا برای من خیلی حرف است که گفته اعتبار مورد نیار همسان سازی، به قدری کلان است که قابل تامین نیست! ولی دقیقا در قبلش گفته فاصله زیادی بین حقوق شاغل و بازنشسته وجود ندارد!
فکر می کنید اعتبار مورد نیاز همسان سازی کامل، چقدر است? عدد ساختگی سخنگو? عدد واهی سه ماه قبل یک مقام? با قاطعیت می گویم که نزدیک سه برابر کل اعتبار عمرانی کشور است. هرگز دولت توان تامین چنین رقمی را در شرایط فعلی ندارد.
مگر رقم نزدیک سه برابر اعتبار تملک کشور شوخی است? سخنگو، عددی واهی گفت. باید منطقی گفت و منطقی عمل کرد. ولی این را نکنند مستمسکی که به کرات گفته و می گویم که نبود اعتبار بهانه است. مشکل جای دیگری است که فعلا بماند.
با اطمینان می گویم که حتی اگر اعتبار مورد نیاز این مهم سه برابر همان سه برابر اعتبار تملک هم شود، تامینش از آب نوشیدن هم راحت تر است. مشروط بر این که مقامات دست اندر کار، دست از خود خواهی بردارند و پیشنهاد پذیر باشند. کاش وزیر بهداشت مدیر بازنشستگان بود تا نگفته، روشم را پذیرا می شد.
✍️ حسین سوری
برچسب: همسانسازی,
نویسنده: آدرین کاظمیان