بانک دولتی هر طلبی از کسی دارد، فقط برای یک روز تاخیر در پرداخت قسط هم که شده، جریمه دیر کردش را می گیرد. من گفته ام نگیرد?
شرکت های آب و برق و گاز و صد البته، واحد تلفن ثابت مخابرات مهلت برای پرداخت قبوض تعیین می کنند. اگر دیر پرداخت شد، چه می کنند? قطع انشعاب و پس از طی مراحل و پرداخت بدهی و هزینه اتصال مجدد، انشعاب مجدد ممکن می گردد. من گفته ام طلبشان را وصول نکنند?
اگر کسی بخواهد خودرویی بفروشد، تا نرود بدهی شهرداری و دولت را نپردازد، ثبت رسمی بیع ناممکن است. راهور حتی گاه بدون این که راننده خودش متوجه شده باشد، قبض جریمه را نوشته است. خود من حتی یک بار با خودرویم به شهر خوی نرفته ام که جریمه سرعت در جاده این منطقه را برایم صادر کردند. بعد مبلغ همان قبض دو برابر شد که پرداختش کردم. مورد اول را تایید نمی کنم. ولی باید مبلغ جریمه و جریمه دیر کرد خود همان جریمه را بگیرد که می گیرد.
اصلا روحم هم خبر ندارد که در دو ماه، در هرماه، مبلغ 5 هزار تومان بابت حق اولاد به من بیشتر پرداخته اند. چه موقع خودشان همین مبلغ را کسر کردند، از این هم بی اطلاع بودم. زمانی متوجه شدم که برای تعویض دفترچه بیمه سلامت یکی از افراد تحت تکفل، رقم را دیدم.
همین طوری اگر بخواهم ادامه دهم و دهند، همه می دانیم که خدا نکند دولت حتی یک رقم ناچیز هزار تومانی از ما طلب داشته باشد. آن هم چه طلبی? اشتباه حساب خودشان که قبل از هر اقدامی، اول طلب دولت را بر می دارند.
خوب هم می دانیم که در مواردی دولت اگر طلبی از کسی دارد، یا قیمت روز را منظور، یا اصل طلب و جریمه تاخیر توام با آن را می گیرد. نه واژه جریمه را به کار نمی برند، خیلی ها ممکن است روی ماجرا حساس نشوند.
دستشان درد نکند که همین منطق را من قبول دارم که هر طلبی را که دولت از کسی دارد، آن را به قیمت روز دریافت نماید.
در مورد پبمانکاران، با توجه به شرایط پیمان، در مورد طلب آن ها و بدهی دولت، همین روش اعمال شده و می شود.
این ها یک مورد ماجراست که من هم موافقم و مخالفتی ندارم.
مورد دیگر آن می باشد که روی اصل طلب بازنشستگان، هم خود دولت و هم من، قبول داریم که یک رقم بسیار دقیق 67 و 7 دهم درصدی قدرت خرید از دست رفته می باشد. بازی کی بود، کی بود، من ندارم. طرف معامله، شخصیت حقوقی دولت است؛ نه محمود و حسن و غیره و ذلک.
تمامی مقالات حقیر را ببینند که من و دولت همصداییم و مخالفتی در مورد اصل بدهی او و طلب ما، با هم نداریم. منتها او هی تاکید دارد بگوید فلانی بود و من می گویم به من ربطی ندارد کی بود که در این موارد، در تمامی جهان، پای شخصیت حقوقی به میان است؛ نه شخصیت حقیقی. من که با فلان مدیر رابطه پسر خاله ای که ندارم. ولی می توانم منکر رابطه اداری شوم? یعنی اگر مثلا کاری در اداره ثبت احوال داشتم، می پرسم رییس این اداره کیست، یا برای این کار باید به کدام اتاق مراجعه نمایم? به من چه مربوطه که رییس این اداره محمدی است، یا احمدی? ولی انجام گرفتن و نگرفتن کارم و واحد مجری، به من ربط دارد. چون باید به آن واحد رجوع نموده و کارم را پیگیری کنم. حال اگر در همان لحظه، رییس اداره عوض شد، من باید دور کارم را خط بکشم? چرا نمی خواهند منطقی بگویند و منطقی بشنوند? به من چه مربوط است که آقایان صاحب مقام با هم اختلاف جناحی دارند، یا ندارند? مگر در جایی داریم که مثلا صدور یا ابطال یک شناسنامه در زمان این جناح باید این جوری و در موقع قدرت گرفتن آن جناح آن جوری باشد?به کرات گفته ام که اصلا اهل هیچ جناحی نیستم. فرض که بودم. جناح برای من است، یا من برای جناح?
اگر من و دولت، معیار، قانون و منطق را قبول داریم، پس اختلاف بر سر چیست?
می گویم دولت جان! همان شیوه ای را که خودت برای وصول طلب هایت اعمال می نمایی، قبول من هم هست. اصلا کدام بازنشسته با معیار های قانونی مخالفت کرده که من کنم? وقتی همان معیار های قانونی و منطقی خودت را من بازنشسته هم قبول دارم، همان را برای پرداخت بدهی های من هم اعمال فرما.
کجای این کلام غیر منطقی و بدون معیار است?
توی دولت، طلبت را به قیمت روز بگیر و بدهی ات را هم به قیمت روز بپرداز.
آیا بازنشستگان چیزی خلاف قانون، شرع، منطق و معیار خواسته اند? هر چیزی که مخالف این اصول شد، آن را نپردازند.
کدام طلبکار را دیده اند که راه و روش یاد بدهکارش بدهد? ما که راه بدون تبعات را نشان دادیم. اگر ذره ای تامل می نمودند، در این شرایط کم اعتباری، کلی ممر درآمد برای خود دولت جور می شد.
واقعا مانده ام که اگر یک روز هیچ نفت و گاز و صادرات و فلانی و بهمانی نباشد، باید همه کار ها را تعطیل کنند? آیا همه کشور ها نفت و گاز دارند? می دانند سود غول دخانیات دنیا چقدر است و در عین حال، در آمد دولت های ابر قدرت از همین یک قلم چقدر می باشد? التماس تامل از دولت...
حسین سوری
@bazneshasteha
برچسب: بستان,دولت,بازنشستگان,
نویسنده: آدرین کاظمیان